عکس‌هايي که دنيا را تکان دادند

1827 - اصطبل و کبوترخانه : اين تصوير مبهم يکي از نخستين عکس‌هاي گرفته شده به وسيله آدمي است. مخترع فرانسوي به نام نيسه‌فور نيپس Nicéphore Niépce و برادرش کلود از سال 1793 ، روي روش‌هاي مختلف عکسبرداري کار مي‌کردند. آنها چون مواد حساس به نور مناسب نداشتند ، مجبور بودند زمان نوردهي را بسيار طولاني کنند. به عکس‌هاي اوليه آنها را هليوگرام مي‌گفتند و زمان نوردهي اين عکس‌ها ، 8 ساعت بود. اين عکس گرچه نخستين عکس گرفته شده نيست ولي قديمي‌ترين عکس به جامانده از اين مخترع فرانسوي است:

 

 

1855 - جنگ کريمه : راجر فنتون Roger Fenton را مي‌توان يکي از نخستين عکاسان جنگ دانست. او در سال 1855 با دشواتري فراوان و در حالي که با بيماري وبا مبارزه مي‌کرد و درد دنده هاي شکسته را تحمل مي‌کرد ، وسايل عکس‌برداري را بر پشت اسب‌ها به مناطق جنگي کريمه برد و 350 عکس از اين جنگ گرفت. ولي نه ملکه انگليس و نه ديگر پشتيبانان مالي وي حاضر نشدند عکس‌هاي وي را از اجساد و تآثيرات مخرب جنگ را ببينند:

 

 

1896 - نخستين عکس اشعه ايکس گرفته شده از انسان: اين عکس تصويري است از دست و حلقه ازدواج ويلهلم کنراد رونتگن. شخصي که نخستين بار متوجه شد با اشعه ايکش ساطع شده از سيانيد باريم ، مي‌توان داخل بدن را مرئي کرد:

 

 

17 دسامبر 1903 : اورويل و ويلبر رايت دو مکانيک دوچرخه ، براي اولين بار پرواز کردند. گرچه پرواز اول فقط 12 ثانيه طول کشيد ولي آغازي شد براي تحولي جدي:

 

 

1910 - لوئيس هاينه Lewis Hine با عکس‌هايش همان کاري را انجام داد که چارلز ديکنر با رمان‌هايش. هاينه با سفر به مناطق مخالف کشور عکس‌هايي از زندگي دشوار کارگران کودک گرفت. در اين عکس گروهي از کارگران کودک ديده مي‌شوند که کارسان جدا کردن زغال‌سنگ از خرده سنگ‌ها است:

 

 

25 مارس سال 1911 : صاحبان يکي از کمپاني‌هاي توليد لباس زنانه در نيويورک هميشه درهاي واحدهاي توليدي‌اش را قفل مي‌کرد تا مطمئن شوند زنان جوان مهاجر محل کار را ترک نمي‌کنند و چيزي نمي‌دزدند. وقتي در طبقه هشتم اين کارخانه آتش‌سوزي به راه افتاد ، در عرض تنها 30 دقيقه ، 146 کارگر مردند. بسياري از کارگران خود را از بالا به پايين پرت کردند. اين حادثه باعث شد توجه بيشتري به امنيت واحدهاي توليدي شود:

 

 

1923 : کمال آتاتورک:

 

 

21 ژانويه 1924 : مرگ لنين:

 

 

6 اکتبر 1927 : نخستين فيلم ناطق جهان The Jazz Singer :

 

 

1928 : الکساندر فلمنيگ کاشف پني‌سيلين نخستين آنتي‌بيوتيک:

 

 

12 مارس 1930 : آغاز راهپيمايي 240 مايلي گاندي براي براندازي استعمار:

 

 

اعدام سياهان به وسيله سفيدان : اين عکس در سال 1930 گرفته شده است و صحنه اعدام غيرقانوني دو سياه متهم به جنايت را که اصطلاحا «لينچ» ناميده مي‌شد ، نشان مي‌دهد. اين دو نفر به وسيله انبوهي از مردم از زندان ايالتي به صورت غيرقانوني و به زور بيرون آورده شدند و بعد از شکنجه به دار آويخته شدند. چهره‌هاي بي‌تناسب شاد مردم ، منقلب‌کننده است:

 

 

29 سپتامبر 1932 ، طبقه 69 آسمانخراش در حال ساخت GE Building در منهتن نيويورک - 11 کارگر در حال صرف نهار:

 

 

9 آگوست 1936 : جسي اونز در ورزشگاهي که هيتلر در آن حضور دارد ، برنده دوي 100 متر المپيک مي‌شود:

 

 

3 مارس 1938 : نخستين چاه نفت عربستان سعودي:

 

 

1 سپتامبر 1939 : رژه سربازان آلمان هيتلري در لهستان:

 

 

7 دسامبر 1941 : حمله به پرل هاربر:

 

 

1941 - پرتره وينستون چرچيل : اين عکس به وسيه يک عکاس کانادايي هنگاني که چرچيل به اتاوا رفته بود ، گرفته شد. اين پرتره يکي از مشهورترين پرتره‌هاي جهان است و گفته مي‌شود پرتيراژترين پرتره دنياست. علاوه بر اين ، از اين عکس به عنوان روجلد مجله تايم هم استفاده شد:

 

 



1941 - پرتره ان فرانک : هولوکاست قربانيان زيادي گرفت ، ولي اين کلمات «ان کرافت» ، يک نوجوان 14 ساله ، در قالب خاطرات روزانه‌اش بود که به اين واقعه چهره و رنگ و لعاب ويژه‌اي داد. وي مدتها در آمستردام هماره خانواده‌اش ، در يک اتاقک زيرشيرواني پنهان شده بود ، ولي در سال 1944 ، محل اختفاي ان و خانواده‌اش پيدا شد و همگي دستگير شدند. ان و خواهرش تنها چند ماه قبل از آزادي اردوگاه اسرا ، به علت ابتلا به تيفوس فوت کردند. در اين پرتره وي با چشمان درشتش به آينده‌اي خيره شده که هيچگاه برايش رخ ننمود:

 

 

1943 - وقتي عکس زير در يک مجله آمريکايي ، جسد سه سرباز کشته شده را به تصوير کشيد اين سؤال مطرح شد که اين سه سرباز در يک ساحل بيگانه چه مي‌کردند و براي چه کشته شدند:

 

 

برافراشتن پرچم در آيوو جيما : اين عکس در تاريخ 23 فوريه سال 1945 گرفته شده است. شايد قبل از دوگانه کلينت ايستوود به درستي با اين عکس آشنا نبوديم. ولي «پرچم پدران ما» و نسخه ژاپني اين فيلم «نامه هايي از آيوو جيما» کاملا ما را با اين عکس آشنا کرد:

 

 

1945 - وقتي کمپ Buchenwald به تصرف نيروهاي متفقين درآمد ، فرمانده نيروهايي آمريکايي از ديدن جسدهاي بي‌شمار اين کمپ ، آنچنان منقلب شد که دستور داد شهروندان آلماني را به اين کمپ بياورند تا به چشم خود ببينند که نيروهاي ميهنشان چه اعمالي انجام داده‌اند:

 

 

1945 - هيروشيما سه هفته بعد از انفجار بمب اتمي : آمريکايي‌ها و هر کس ديگري در جهان خبر واقعه را شنيدند و فهميدند که بمبي قوي هيروشيما را نابود کرده اس. ولي تاوقتي که سه هفته بعد عکس‌هاي هوايي از شهر ويران‌شده گرفته نشد ، هيچ کس تصور درستي از ميزان تخريب نداشت:

 

 

1945 - هيروشيما بعد از انفجار بمب اتمي : سرباز ژاپني در محلي که قبلا سربازخانه در آنجا برپا بوده ، قدم مي‌زند:

 

 

1945 - يکي از عکس‌هاي مشهور جنگ جهاني دوم : بعد از اعلام خبر پايان يافتن جنگ جهاني دوم ، هر کسي به نحوي شادي خود را ابراز مي‌کرد. اين ملوان هم به سبک خود شادي‌اش را با يک پرستار تفسيم کرده است! البته او به خاطر اين نوع شادي يک سيلي دريافت کرد!:

 

 

دکتر محمد مصدق در بيرون ساختمان مجلس:

 

 

اول اکتبر 1949 : مائو تولد جمهوري کمونيستي چين را اعلام مي‌کند:

 

تصویری از آخرین لحظات حیات پرفسور حسابی

شام در کنار تخت استاد سرد شده است. ظاهراً  دیگر نیازی به خوردن غذا نیست.

پزشکان و مسولان بیمارستان دانشگاه به این نتیجه رسیدند که معالجه روی قلب استاد دیگر اثری ندارد.

لذا آنژیوکت چند دارو برای ادامه تپش قلب از رگ دست راست و آنژیوکت تزریق مسکن درد از دست چپ ایشان را خارج و حتی ماسک تامین اکسیژن که دیگر ریه ها قادر به تامین آن نبود را برداشته اند و تنها سنسورهای تپش قلب روشن است.

شگفت اینکه در چنین حالتی  حتی در کمال حیرت پزشکان و متخصصین بیمارستان کانتونال دانشگاه ژنو،  پرفسور حسابی در آخرین لحظات حیات به چیزی جز مطالعه و افزایش دانش نمی اندیشد.

   این تصویر منحصر به فرد را یکی از کارکنان خود بیمارستان به عنوان یک تصویر تکان دهنده و تاثیر گذار ثبت کرده است.

 

https://3241257.net/001/499b1833bb00cc9af57320a531f12156f17a9fc2e611b8dd72c795493d72d12fa642c35fafc94b110b158d7802283c0ee9c4cdd7d3dbf9b31d58c6862da5aaab

یادت باشه زندگی

  Ctrl+Z (undo) ندارد !

 

      پس قدر فرصت ها رو بدانیم !!!

دموکراتیک یا کمونیست ،،،،شرق یا غرب

هروقت قدرت به مردم ستم روا می دارد دو برادر را با یک دیوار جدا می کند

...

عکس هایی تاریخی از تخریب دیوار برلین در 9 نوامبر سال 1989 . این دیوار برای دهه ها آلمان شرقی کمونیست را از آلمان غربی دموکراتیک جدا ساخته بود
 
 
 
 

امیر کبیر زمانه یا میرزا آقاخان نوری؟

امیر کبیر را همه ما به عنوان یک آزاد مرد بزرگ می شناسیم و دوستش داریم.

آیا زمان حیاتشان هم بین همه مردم محبوب بودند و همه او را با این خصیصه می شناختند؟

یا به دلیل تبلیغاتی که علیه او می شده فقط افراد اندکی به آزاد اندیشی او ایمان داشنتد..

چه کسی او را کشت ؟خودی یا بیگانه و به چه دلیل ؟

به نظر شما امیر کبیر زمانه کیست و کدام یک از دولتمردان یا سیاسیون میرزا آقاخان نوری؟




ایران از نگاه بیگانگان


زیزدان بر او جاودانی دروود
               از او مانده این آریایی سرود

چو ایران  نباشد تن  من مباد            بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

  ( کنت دوگوبینو)

«ایرانیان تازگی را دوست داشتند و دنبال آن میرفتند.چه در افکار چه در اخلاق چه در آدات»

به عقیده یمن ایرانیان از نوعی میهن پرستی ی جاودانه برخوردارند.یکدیگر را در داخل کشور دوست دارند.کشور را در وجود خود مجسم می بینند.اما با بی تفاوتی شاهد گذار حکومت های گوناگون از فراز سر خود هستند.بی انکه فریفته ی هیچ یک بشوند.از این نظر به کلی از میهن پرستی ی سیاسی عاری اند.سلطنت ها وفتوحات و تسخیر سرزمین ها به تدریج قدرت خودشان را از دست میدهند. و از بین میبرند بی آنکه به شخصیت ایرانی لطمه زده باشد.

از روی کمال و صحت میتوان ثابت نمود که این ملت(ایران)دارای همان اسمی است که از قرون بیشمار قبل از آنکه دنیا شروع شود بوده.اسمی که :آیریان یا آریان است.

                                                                      (تاریخ ایران.گوبینو.ص.۵)

(اومستد)

مقدونیه اسکندر از بین رفت.تقریبا بدون آنکه اثری از آن باقی باشد.قبرهای فرمانروایان مقدونی هرگز پیدا نشد.هیچ چیز از اسکندریه اولیه بجا نمانده.اما تخت جمشید تا به امروز بر  پاست.و کاخ های داریوش و خشایارشا هنوز بر بالای جلگه باعث حیرت مسافران  است.

«آری مشرق زمین بر کسی که مغرورانه مغلوبش ساخته بود غلبه کرد»

ژ.م ویکنز))

ایران را در مفهوم حقیقی باستانی اش به خوبی ممکن است یک لوح فرهنگی بخوانیم.از قدیمی ترین ایام(لااقل از زمان سومر) و از دورترین حدود (مصر و یونان و هندو...)به ندرت ممکن بود خوابی یا خیالی یا مذهب و آرزویی باشد که عاقبت در فرهنگ حل نشده یا در ان معلق نمانده باشد.

  دارمستتر))

اسکندر یونان را ایرانی کرد.او ایران را یونانی نساخت.حال دیگریونان و جهان از جریان شرقی لبریز شد.

  (افلاتون)

تو ای یونانی اگر بخواهی نیاکان خود را در برابر اردشیر پسر خشایار نمایش دهی اندیشه کن که چگونه خود را آلت استهزای او خواهی کرد.پس بر حذر باش که از نظر اصل و نسب پست تر از آنان خواهیم بود.

  رزالی مورتن))

حتی در خرابی تخت جمشید امروز خیره کننده ترین مناظر است ..                                         

  (هانری دومونترلان شاعر و نویسنده فرانسوی)

من نمیتوانم حتی یک لحظه از زندگی شاعرانه ام رادر نظر بگیرم که تا اندازه یی به نبوغ شاعران ایرانی مدیون نباشد.

   افلاتون))

واقعیت این است که در زمان  کوروش ایرانیان حد وسط را میان آزادگی و بندگی را گرفته بودند آغاز کردند به اینکه آزاد باشند برای اینکه بتوانند بر تعدادی از خلق های دیگر سروری کنند.ایرانیان سرورانی بودند که به ملت هایی که به اطاعت آنان در می آمدند آزادی می بخشیدندوآنان را به درجه یی که شایسته ی آنان بود ارتقاء میدادند.

کتاب قوانین.به نقل از ایرانیان و بربرها.ج۱ص۱۰۲

   آرتور پوپ))

نه تنها تاریخ آسیا بلکه تاریخ جهان تاریک خواهد بود اگر موضوع اصل قدرت ایران روشن نشود.

 پیشین.متن فرانسه.۲

    هردوت))

ایرانیان از هر حیث خود را بهتر از همه ملل می پنداشتند

هرگز یک پارسی از خدای خود نیکی ها را برای شخص خود تقاضا نمیکند.بلکه او تقاضای سعادت برای تمام ملت پارس(ایران)و برای شاه میکند. خود را مشمول این دعای عمومی میداند.

   رنه گروسه))

در هر یک از جبهه هایی که ایرانییت با ملیت دیگری مبارزه میکرد برتری ایرانیان به ثبوت میرسید.

غیر ممکن است که این حقیقت را انکار کنیم که این آئین(زرتشتی)تا چه اندازه جلوتر از معنویت یونان یا کتاب مقدس بوده است.

نژاد ایرانی با خصال انیانی و شم سازماندهی از برکت صلح ثمر بخش که میان ملل متنوعه به وجود آورد نژاد نخبه و امپراتورساز آسیا به شمار میرود. 

    پروفسور ایلیف))

از خصائص آریائیان ایران:مردانگی و بی پیرایگی است.          میراث ایران.ص۳۱

   مونتسکیو))

اسکندر پس از ورود به ایران اندیشه های بد خود را نسبت به ایران رها کرد و خوی و عادت ایرانی ها را گرفت.

یونانیان و بربرها.ج۱.ص۷۱

    آربری))

روح ایران همانطور که از هنرهای این مردم مشهود است در ادبیات این قوم نیز زنده  و پایدارمانده.

(زبان فارسی شیرین ترین و آهنگ دار ترین زبان مشرق زمین است)

(چرزیگوفسکی)

تمام اختصاصات اساسی ساختمان های گنبدی شکل و سقفهای ضربی و حتی صلیب شکل که عصاره ی واقعی معماری بیزانس به شمار میرود از ایران سرچشمه گرفته و نخست در ایران توسعه یافته.

 



 آیا میدانید

1.       آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت  40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد

2.       آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود

3.       آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

4      آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس 3 سال طول کشید و کل ساخت کاخ 80 سال به طول انجامید

5.       آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یکبار استراحت داشتند

6.       آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

7.       آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه 30 روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

8.       آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

9.       آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

10.   آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

11.   آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد

12.   آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

13.   آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند

14.   آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد

15.   آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت .

16.   آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان 518 - 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد

17.   آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد


تصاویری از محمد رضا شاه که کمتر دیده شد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لذت زندگی

ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد...
این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.


در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!

من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد...!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!!

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

چرچیل

صادق ترین و راستگوترین سیاستمدار دنیا: ((وینستون چرچیل))؟
راستگویی و سیاست :

( وینستون چرچیل ) از کنار مقبره ای می گذشت که روی آن نوشته بود : (اینجا ، آرامگاه مردی راستگو و سیاستمداری بزرگ است . )

چرچیل با تعجب گفت :

(( اولین باری است که می بینم دو نفر را در یک قبر دفن کرده اند. ))

چرچیل نخست وزیر فقید بریتانیا ، در دنیایی سیاست و در میان سیاست پیشگان یک استثناء و سمل سیاسی گری شناخته می شود و هر وقت بخواهند سیاستمداری را محک بزنند او را با چرچیل مقایسه می کنند و یا حتی می گویند : (( فلانی چرچیل است )) .

این سیاستمدار معروف انگلیسی جمله ای دارد که می گوید : (( دروغ از دهان یک سیاستمدار خارج می شود ، اما میلیون ها نفر دیگر آن را به عنوان راست در جامعه تعریف و تکرار می کنند ! ))

همین آقای چرچیل در کتاب خاطرات خود می گوید ( ج 3 ص 289 ) در کودکی و نوجوانی به دروغ گفتن عادت کرده بودم و مادرم از اینکه پسرش دروغگو شده بود بسیار رنج می برد ! اما پدرم او را دلداری می داد و می گفت : (( این پسر با اخلاقی که پیدا کرده ، در آینده سیاستمداری بزرگ ، بلکه رهبر مملکت خواهد شد ! ))

جملات قصار چرچیل :

چرچیل علاوه بر شهرت بسزایی که در تاریخ سیاست و در میان سیاسیون معروف جهان دارد در بذله گویی و طنز پردازی هم مشهور است . جملات قصار او غیر از ظرافت های ادبی و بیانی ، شامل تذکرات هشدار دهنده و عبرت آمیزی است که به چند جمله از آن اشاره می کنیم .

یک : هیئت دولت عبارت است از اجتماع چند نفر آدم مهم که به تنهایی قادر به لنجام هیچ کاری نیستند ولی به طور دسته جمعی می توانند تصمیم بگیرند که هیچ کار مثبتی نمی توانند انجام دهند !

دو : سیاستمداران دستان سیاه و تیره ی خود را با دستکش سفید پنهان می کنند !

سه : در سیاست هیچ جایی برای اخلاق وجود ندارد !

چهار : سیاستمداران واقعی ، مردم کشور و مردمان عادی هستند که دولت و مسئولین آن را با بردباری تحمل می کنند !

پنج : سیاستمدار صادق و روراست در کشورهای عقب مانده وجود ندارد ، اگر هم دیده شود مطمئن باشید که ایستاده و آماده است تا (( خریده )) شود و در اختیار صاحبان منافع قرار گیرد

گیرد

 خوابهاي طلايي


مي خواهم به ياد آرم

خوابهاي طلايي كودكي ام را

در كوچه‌هاي پر از عطر اقاقي

و خاك باران خورده شهرم



مي خواهم به ياد آرم

عطر اسكناسهاي نو ، لاي قرآن را

كه با عطر چارقد مادر بزرگ

و بوي خوش مادر

صبح روزهاي عيد

به هم مي آميخت



مي خواهم به يادآرم

آواي خوش كبوتران

و رنگ نيلي نيلوفران را

كه بر تن تك درخت باغچه

به ناز مي خراميد .



مي خواهم به ياد آرم

آبي حوض كوچکمان را

و سرخي تن ماهیان بازيگوشش را



ديرگاهي است

گلهایم ،گلبرگهايشان را با جوهر رنگ مي كنند

و هزاردستان؛ شوق قصه‌هاي عاشقي را از ياد برده است .

ديرگاهي است كبوتران ایوان خانه خاموشند

و كودكان در جعبه های تماشا شيطنت مي كنند!..



ديرگاهي است كه دختركان

در هياهوي بلوغ

زيبايي را با رنگهاي دروغين ،

مي شناسند

و ديگر جواني نيست كه به رنگ مهتابي

دل ببازد



مي خواهم به ياد آرم
 


كه زنده ام هنوز و رنگهاي ناب زندگي را مي شناسم ؛

روحم بالهايي دارد كه نشكسته‌اند



رهايي مي خواهم

رهائی

بايد كه زندگي هنوز زنده باشد جائی

بايد كه زندگي هنوز رنگين، زيبا ،

آزاد و رها ،

به همین سادگي ، ساده باشد

جائی ......

تکتم