تبليغاتX
شخصیتهای سیاسی ادبی هنری و ...
معرفی شخصیتهای سیاسی اجتماعی ادبی هنری و ...
هروقت قدرت به مردم ستم روا می دارد دو برادر را با یک دیوار جدا می کند

...

عکس هایی تاریخی از تخریب دیوار برلین در 9 نوامبر سال 1989 . این دیوار برای دهه ها آلمان شرقی کمونیست را از آلمان غربی دموکراتیک جدا ساخته بود
 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 17:10  توسط mehdi | 
امیر کبیر را همه ما به عنوان یک آزاد مرد بزرگ می شناسیم و دوستش داریم.

آیا زمان حیاتشان هم بین همه مردم محبوب بودند و همه او را با این خصیصه می شناختند؟

یا به دلیل تبلیغاتی که علیه او می شده فقط افراد اندکی به آزاد اندیشی او ایمان داشنتد..

چه کسی او را کشت ؟خودی یا بیگانه و به چه دلیل ؟

به نظر شما امیر کبیر زمانه کیست و کدام یک از دولتمردان یا سیاسیون میرزا آقاخان نوری؟


+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 10:18  توسط mehdi | 



ایران از نگاه بیگانگان


زیزدان بر او جاودانی دروود
               از او مانده این آریایی سرود

چو ایران  نباشد تن  من مباد            بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

  ( کنت دوگوبینو)

«ایرانیان تازگی را دوست داشتند و دنبال آن میرفتند.چه در افکار چه در اخلاق چه در آدات»

به عقیده یمن ایرانیان از نوعی میهن پرستی ی جاودانه برخوردارند.یکدیگر را در داخل کشور دوست دارند.کشور را در وجود خود مجسم می بینند.اما با بی تفاوتی شاهد گذار حکومت های گوناگون از فراز سر خود هستند.بی انکه فریفته ی هیچ یک بشوند.از این نظر به کلی از میهن پرستی ی سیاسی عاری اند.سلطنت ها وفتوحات و تسخیر سرزمین ها به تدریج قدرت خودشان را از دست میدهند. و از بین میبرند بی آنکه به شخصیت ایرانی لطمه زده باشد.

از روی کمال و صحت میتوان ثابت نمود که این ملت(ایران)دارای همان اسمی است که از قرون بیشمار قبل از آنکه دنیا شروع شود بوده.اسمی که :آیریان یا آریان است.

                                                                      (تاریخ ایران.گوبینو.ص.۵)

(اومستد)

مقدونیه اسکندر از بین رفت.تقریبا بدون آنکه اثری از آن باقی باشد.قبرهای فرمانروایان مقدونی هرگز پیدا نشد.هیچ چیز از اسکندریه اولیه بجا نمانده.اما تخت جمشید تا به امروز بر  پاست.و کاخ های داریوش و خشایارشا هنوز بر بالای جلگه باعث حیرت مسافران  است.

«آری مشرق زمین بر کسی که مغرورانه مغلوبش ساخته بود غلبه کرد»

ژ.م ویکنز))

ایران را در مفهوم حقیقی باستانی اش به خوبی ممکن است یک لوح فرهنگی بخوانیم.از قدیمی ترین ایام(لااقل از زمان سومر) و از دورترین حدود (مصر و یونان و هندو...)به ندرت ممکن بود خوابی یا خیالی یا مذهب و آرزویی باشد که عاقبت در فرهنگ حل نشده یا در ان معلق نمانده باشد.

  دارمستتر))

اسکندر یونان را ایرانی کرد.او ایران را یونانی نساخت.حال دیگریونان و جهان از جریان شرقی لبریز شد.

  (افلاتون)

تو ای یونانی اگر بخواهی نیاکان خود را در برابر اردشیر پسر خشایار نمایش دهی اندیشه کن که چگونه خود را آلت استهزای او خواهی کرد.پس بر حذر باش که از نظر اصل و نسب پست تر از آنان خواهیم بود.

  رزالی مورتن))

حتی در خرابی تخت جمشید امروز خیره کننده ترین مناظر است ..                                         

  (هانری دومونترلان شاعر و نویسنده فرانسوی)

من نمیتوانم حتی یک لحظه از زندگی شاعرانه ام رادر نظر بگیرم که تا اندازه یی به نبوغ شاعران ایرانی مدیون نباشد.

   افلاتون))

واقعیت این است که در زمان  کوروش ایرانیان حد وسط را میان آزادگی و بندگی را گرفته بودند آغاز کردند به اینکه آزاد باشند برای اینکه بتوانند بر تعدادی از خلق های دیگر سروری کنند.ایرانیان سرورانی بودند که به ملت هایی که به اطاعت آنان در می آمدند آزادی می بخشیدندوآنان را به درجه یی که شایسته ی آنان بود ارتقاء میدادند.

کتاب قوانین.به نقل از ایرانیان و بربرها.ج۱ص۱۰۲

   آرتور پوپ))

نه تنها تاریخ آسیا بلکه تاریخ جهان تاریک خواهد بود اگر موضوع اصل قدرت ایران روشن نشود.

 پیشین.متن فرانسه.۲

    هردوت))

ایرانیان از هر حیث خود را بهتر از همه ملل می پنداشتند

هرگز یک پارسی از خدای خود نیکی ها را برای شخص خود تقاضا نمیکند.بلکه او تقاضای سعادت برای تمام ملت پارس(ایران)و برای شاه میکند. خود را مشمول این دعای عمومی میداند.

   رنه گروسه))

در هر یک از جبهه هایی که ایرانییت با ملیت دیگری مبارزه میکرد برتری ایرانیان به ثبوت میرسید.

غیر ممکن است که این حقیقت را انکار کنیم که این آئین(زرتشتی)تا چه اندازه جلوتر از معنویت یونان یا کتاب مقدس بوده است.

نژاد ایرانی با خصال انیانی و شم سازماندهی از برکت صلح ثمر بخش که میان ملل متنوعه به وجود آورد نژاد نخبه و امپراتورساز آسیا به شمار میرود. 

    پروفسور ایلیف))

از خصائص آریائیان ایران:مردانگی و بی پیرایگی است.          میراث ایران.ص۳۱

   مونتسکیو))

اسکندر پس از ورود به ایران اندیشه های بد خود را نسبت به ایران رها کرد و خوی و عادت ایرانی ها را گرفت.

یونانیان و بربرها.ج۱.ص۷۱

    آربری))

روح ایران همانطور که از هنرهای این مردم مشهود است در ادبیات این قوم نیز زنده  و پایدارمانده.

(زبان فارسی شیرین ترین و آهنگ دار ترین زبان مشرق زمین است)

(چرزیگوفسکی)

تمام اختصاصات اساسی ساختمان های گنبدی شکل و سقفهای ضربی و حتی صلیب شکل که عصاره ی واقعی معماری بیزانس به شمار میرود از ایران سرچشمه گرفته و نخست در ایران توسعه یافته.

 



+ نوشته شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 18:2  توسط mehdi | 

1.       آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت  40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد

2.       آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود

3.       آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

4      آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس 3 سال طول کشید و کل ساخت کاخ 80 سال به طول انجامید

5.       آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یکبار استراحت داشتند

6.       آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

7.       آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه 30 روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

8.       آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

9.       آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

10.   آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

11.   آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد

12.   آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

13.   آیا میدانید : در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند

14.   آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد

15.   آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت .

16.   آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان 518 - 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد

17.   آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد


+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 15:0  توسط mehdi | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 14:36  توسط mehdi | 

ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد...
این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.


در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!

من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد...!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!!

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 17:56  توسط mehdi | 

صادق ترین و راستگوترین سیاستمدار دنیا: ((وینستون چرچیل))؟
راستگویی و سیاست :

( وینستون چرچیل ) از کنار مقبره ای می گذشت که روی آن نوشته بود : (اینجا ، آرامگاه مردی راستگو و سیاستمداری بزرگ است . )

چرچیل با تعجب گفت :

(( اولین باری است که می بینم دو نفر را در یک قبر دفن کرده اند. ))

چرچیل نخست وزیر فقید بریتانیا ، در دنیایی سیاست و در میان سیاست پیشگان یک استثناء و سمل سیاسی گری شناخته می شود و هر وقت بخواهند سیاستمداری را محک بزنند او را با چرچیل مقایسه می کنند و یا حتی می گویند : (( فلانی چرچیل است )) .

این سیاستمدار معروف انگلیسی جمله ای دارد که می گوید : (( دروغ از دهان یک سیاستمدار خارج می شود ، اما میلیون ها نفر دیگر آن را به عنوان راست در جامعه تعریف و تکرار می کنند ! ))

همین آقای چرچیل در کتاب خاطرات خود می گوید ( ج 3 ص 289 ) در کودکی و نوجوانی به دروغ گفتن عادت کرده بودم و مادرم از اینکه پسرش دروغگو شده بود بسیار رنج می برد ! اما پدرم او را دلداری می داد و می گفت : (( این پسر با اخلاقی که پیدا کرده ، در آینده سیاستمداری بزرگ ، بلکه رهبر مملکت خواهد شد ! ))

جملات قصار چرچیل :

چرچیل علاوه بر شهرت بسزایی که در تاریخ سیاست و در میان سیاسیون معروف جهان دارد در بذله گویی و طنز پردازی هم مشهور است . جملات قصار او غیر از ظرافت های ادبی و بیانی ، شامل تذکرات هشدار دهنده و عبرت آمیزی است که به چند جمله از آن اشاره می کنیم .

یک : هیئت دولت عبارت است از اجتماع چند نفر آدم مهم که به تنهایی قادر به لنجام هیچ کاری نیستند ولی به طور دسته جمعی می توانند تصمیم بگیرند که هیچ کار مثبتی نمی توانند انجام دهند !

دو : سیاستمداران دستان سیاه و تیره ی خود را با دستکش سفید پنهان می کنند !

سه : در سیاست هیچ جایی برای اخلاق وجود ندارد !

چهار : سیاستمداران واقعی ، مردم کشور و مردمان عادی هستند که دولت و مسئولین آن را با بردباری تحمل می کنند !

پنج : سیاستمدار صادق و روراست در کشورهای عقب مانده وجود ندارد ، اگر هم دیده شود مطمئن باشید که ایستاده و آماده است تا (( خریده )) شود و در اختیار صاحبان منافع قرار گیرد

گیرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 17:48  توسط mehdi | 

مي خواهم به ياد آرم

خوابهاي طلايي كودكي ام را

در كوچه‌هاي پر از عطر اقاقي

و خاك باران خورده شهرم



مي خواهم به ياد آرم

عطر اسكناسهاي نو ، لاي قرآن را

كه با عطر چارقد مادر بزرگ

و بوي خوش مادر

صبح روزهاي عيد

به هم مي آميخت



مي خواهم به يادآرم

آواي خوش كبوتران

و رنگ نيلي نيلوفران را

كه بر تن تك درخت باغچه

به ناز مي خراميد .



مي خواهم به ياد آرم

آبي حوض كوچکمان را

و سرخي تن ماهیان بازيگوشش را



ديرگاهي است

گلهایم ،گلبرگهايشان را با جوهر رنگ مي كنند

و هزاردستان؛ شوق قصه‌هاي عاشقي را از ياد برده است .

ديرگاهي است كبوتران ایوان خانه خاموشند

و كودكان در جعبه های تماشا شيطنت مي كنند!..



ديرگاهي است كه دختركان

در هياهوي بلوغ

زيبايي را با رنگهاي دروغين ،

مي شناسند

و ديگر جواني نيست كه به رنگ مهتابي

دل ببازد



مي خواهم به ياد آرم
 


كه زنده ام هنوز و رنگهاي ناب زندگي را مي شناسم ؛

روحم بالهايي دارد كه نشكسته‌اند



رهايي مي خواهم

رهائی

بايد كه زندگي هنوز زنده باشد جائی

بايد كه زندگي هنوز رنگين، زيبا ،

آزاد و رها ،

به همین سادگي ، ساده باشد

جائی ......

تکتم

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 9:51  توسط mehdi | 

 

 

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم...... او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
 

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 10:24  توسط mehdi | 


تاریخ ایران حکایت از آن دارد که مردانی بس بزرگ در ایران زیسته اند و از خود یادگارهای بزرگی فکری و فرهنگی و...بجای گذاشته اند بر ماست که اینان را بشناسم و بدانیم میراث دار سرزمینی بزرگ هستیم که سابقه طولانی در فرهنگ و تمدن و هنر دارد؛ وظیفه ما بالیدن صرف به داشته های گذشته مان نیست (روایت اینها صرفا بخاطر بالا رفتن عزت نفس هر ایرانی؛ لازم است تا بداند اگر بخواهد از هیچ تمدنی چیزی کم نداشته است و نخواهد داشت )ما می‌خواهیم با معرفی نکات برجسته تمدنهای گذشته به هویت ایرانی خود بیشتر آگاه شویم و بدانیم رسالت پاسبانی از این میراث کار بزرگی است.
در اینجا با این طرز نگاه وصیت نامه داریوش شاه بزرگ هخامنشی که بعد از کوروش سهم عظیمی‌در تمدن ایران باستان دارد را آورده ایم

اینک که من از دنیا می‌روم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان و در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می‌باشند . جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .
اکنون که من از این دنیا می‌روم تو دوازده کرور زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می‌باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته بخاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیافزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی‌گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می‌شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می‌شود حشرات در آن بوجود نمی‌آید و غله در این انبارها چند سال می‌ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید بعد از اینکه زیاد شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو و یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی .کانالی که من می‌خواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و اتمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار شود ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی و با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشا ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنها افت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها به این طور خواهد بود که دست روی دست گذارده و تسلیم می‌شوند تا اینکه وسیله شکست خوردنت را فراهم نمایند .امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتر می‌توانی سلطنت نمایی . همواره حامی‌کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی‌را مجبور نکن که از کیش تو پیروی کنند و پیوسته بخاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قیر بگذار اما مقبره مرا که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می‌توانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی‌من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می‌کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی‌این است که بمیرد خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد یا یک خوار کن . هیچ کس در این جهان باقی نمی‌ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می‌آوری وارد قبر من شوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد اما وقتی مرگ را نزدیک خود دیدی بگو که قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبرتو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .
زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم بشود ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار ؛ زیرا اگر دست ازآباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد رفت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی‌شود بطرف ویرانی می‌رود . در آباد کردن ؛ حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول اهمیت قرار بده . عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو فقط باید موقعی بکار رود که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطاکار را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی‌گویم واین اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می‌کنم مرگم نزدیک شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 14:1  توسط mehdi |